سه شنبه 23 تیر ماه 1405
اصطلاح موردنظر خود را اینجا بیابید...
از درک من خارج است
اصطلاح: از درک بنده خارج است/ سر در نمیارم
کاربرد: حاکی از عدم توانایی در درک مقوله یا موضوعی
back (someone or something) up to (something)
ترجمه: 1- پشت به پشت چیزی بودن 2- دنده عقب گرفتن
کاربرد: ترجمه دوم برای عقب رفتن وسیله نقلیه معمولا کاربرد دارد.
break (one's) heart
ترجمه: دل کسی را شکستن
To make someone sad
oxford Idioms and Phrasal verbs (181-190)
تصمیم گرفتن/بعد از کلی فکر کردن تصمیم نهایی را گرفتن
خیالت تخت!
کاربرد: خیالت تخت - خاطرت جمع
کاربرد: برای اطمینان خاطر دادن به دیگران در انجام کاری
فعلا چیزی بهش نگو
اصطلاح: فعلا چیزی بهش نگو / ( درحالت منفی) من رو بی خبر نگذار!
کاربرد: برای بیان مطلع نکردن/کردن کسی از یک موضوع
face falls
ترجمه: در ذوق کسی خوردن- ذوق مرگ شدن
کاربرد: حاکی از نا امید شدن بعد داشتن انتظارات مثبت
(as) dumb as a post
ترجمه: خنگ - احمق
کاربرد: حاکی از حماقت کسی در انجام کاری
gag me with a spoon
ترجمه: حالم بهم خورد!
کاربرد: بریتانیا
ذوق زده
اصطلاح: ذوق زده/ هیجان زده
کاربرد: حاکی از حالتی از هیجان می باشد که بسیار قلیان کرده
back ( at someone) (for something)
ترجمه: تلافی کردن
کاربرد: با افعال get / have
It's five o'clock
(as) dry as a bone
ترجمه: کاملا خشک - خشک خشک
کاربرد: حاکی از چیزی که خالی از رطوبت باشد و کاملا خشک.
دلم خونه براش
اصطلاح : دلم خونه براش/ دلم خون گریه می کنه براش
کاربرد: برای بیان نهایت دلسوزی برای کسی
(as) close as two coats of paint
ترجمه: صمیمی- جان کسی برای کسی در آمدن- مثل دو تا یار برای همدیگر
کاربرد: حاکی از قرابت دو یا چند شخص
daft as a brush
ترجمه: سه زدن- خنگ بودن
کاربرد: محاوره در بریتانیا
(as) blind as a bat
ترجمه: 1- نا بینا - 2- دارای چشمان کم سو
کاربرد: حاکی از عدم توانایی یا توانایی ناچیز در قوه باصره
all shot to hell
ترجمه :(عامیانه) یاور چیزی استاد شدن/ از بین رفتن چیزی/ تعطیل ( به مثال ها رجوع شود)
کاربرد: برای بیان بلا استفاده شدن چیزی
oxford Idioms and Phrasal verbs (131-140)
فهمیدن/ تو مخ رفتن/ یاد آوردن
baboon
ترجمه: عوضی و نادان
کاربرد: (غیر مودبانه)
oxford Idioms and Phrasal verbs (91-100)
بی وقفه گریستن / زیر گریه زدن
بغض گلویش را گرفته
اصطلاح: بغض گلویش را گرفته!
کاربرد: برای بیان داشتن تمایل به گریه
oxford Idioms and Phrasal verbs (191-200)
تلاش خود را کردن/ بخت خود را برای انجام کاری آزمودن
a
oxford Idioms and Phrasal verbs (31-40)
مسافت کم – دم دست
learn/know the ropes
ترجمه: قلق چیزی را بدست اوردن /بلد بودن
To learn/know how to perform a job
Having said that
ترجمه: ناگفته نماند که - اگر چه
However
C4N
ترجمه: فعلا خدا حافظ
کاربرد: مخفف عبارت ciao for now - که ciao یک کلمه ایتالیایی به معنی خدا حافظ می باشد.
and yourself
ترجمه: و خودت ...؟
کاربرد: برای جلوگیری از سوالی که قبلا پرسیده شده درباره شخص روبرو
(as) crooked as a barrel of fish hooks
ترجمه: صد تا چاقو میسازه یکیش دسته نداره- حیله باز
کاربرد: حاکی از فردی که صادق نباشد
غذا جزغاله شد/پوستم جزغاله شد
اصطلاح: جزغاله شدن/ ته گرفتن
کاربرد: برای سوختن غذا یا نان در مایکروفر و یا حتی انسان در معرض نور خورشید
خدا نکشدت!
اصطلاح : خدا نکشدت(عباس آقا)! / خیلی خداییش خنده دار بود!
کاربرد: این اصطلاح برگرفته از یک فیلم در زبان فارسی زمانی بکار می رود که می خواهیم خنده دار بودن موضوع را بیان کنیم!
oxford Idioms and Phrasal verbs (51-60)
به رانندگی ادامه دادن
back away
ترجمه: 1- عقب کشیدن- کنار رفتن 2- عقب نشینی کردن
کاربرد: محاوره
(as) crazy as a bedbug
ترجمه: دیوانه- کله خراب
کاربرد: در آمریکا- محاوره- شوخی آمیز
(as) cross as a bear
ترجمه: با یک من عسل هم نمیشه خوردش
کاربرد: برای بیان ویژگی شخصی که عصبانی ست.
...داره من رو می کشه!
اصطلاح: ( کمرم/ سرم/دستم ...) داره من رو می کشه! اذیتم می کنه!
کاربرد : این اصطلاح حاکی از غیر قابل تحمل بودن درد در اعضای بدن می باشد.
I ain't mad at it
ترجمه: من هم خوشم اومده ازش
کاربرد: حاکی از علاقمند شدن به چیزی
keep a tight rein/grip on (someone or something)
ترجمه: افسار کسی یا چیزی را بدست گرفتن- کنترل کردن کسی یا چیزی- آزادی کسی یا چیزی را سلب کردن
To have a tight control over something or somebody
فیوز پراندن
اصطلاح: آمپر چسباندن/ فیوز پراندن/ فیوز پروندن/ عصبی شدن/ عصبانی شدن / از کوره در رفتن
کاربرد: معادل انگلیسی این اصطلاح کاربرد روستایی دارد و قدیمی می باشد.
hack around
ترجمه: ول گشتن- وقت تلف کردن
کاربرد: محاوره
all the better for something/doing something
ترجمه: حال کسی سر جا آمدن (با چیزی یا انجام کاری)
کاربرد: حاکی از احساس بهتری داشتن بعد از یک فعالیت
من هم قربانی تجاوز جنسی هستم
اصطلاح : تجاوز جنسی / من هم قربانی تجاوز جنسی هستم!
کاربرد: این هشتگ توسط فعال حقوق زنان " تارانا بورک" برای اولین بار در سال 2006 بمنظور ایجاد کمپین مبارزه علیه تجاوز جنسی به زنان ایجاد شد.
Caddy
ترجمه: کادیلاک
کاربرد: در محاوره مخفف کلمه کادیلاک
استاد، خسته نباشید
اصطلاح: اقا، خسته نباشید!/ برای امروز بسه!
کاربرد: در زبان فارسی کنایه ای برای با خبر ساختن کسی بویژه آموزگار از اتمام وقت کار یا کلاس.
babe magnet
ترجمه: دختر کش
کاربرد: حاکی از شخص یا چیزی که دختران جوان را شیفته خود می کند
از گرسنگی دلم ضعف میره
اصطلاح: از گشنگی دلم ضعف میره!
کاربرد: حاکی از تمایل به خوردن تنقلات و شیرینی جات ( در انگلیسی بویژه بعد از مصرف ماریجوانا)
کاسه ای زیر نیم کاسه است
اصطلاح: کاسه ای زیر نیم کاسه است!
کاربرد: برای بیان مسکوک بودن یک قضیه!
all the world over
ترجمه: در جای جای جهان- سرتاسر جهان
کاربرد: حاکی از شناخته شده بودن چیزی یا کسی
oxford Idioms and Phrasal verbs (151-160)
چیزی را تمام کردن- فاقد چیزی بودن
(as) fast as lightning
ترجمه: مثل رخش - مثل برق
کاربرد: حاکی از سریع بودن چیزی یا کسی در انجام کاری
(as) busy as a beaver (building a new dam)
ترجمه: بسیار پرمشغله - سر شلوغ- وقت سر خاراندن نداشتن
کاربرد: beaver در این اصطلاح نماد ساعی بودن می باشد.
بگذار آب ها از آسیاب بیافته
اصطلاح : بگذار آب ها از آسیاب بیافته/ بگذار جو کمی اروم بشه/ بزار شر بخوابه
کاربرد: این اصطلاح برای بیان نابسامان بودن شرایط فعلی برای انجام اقدام بعدی می باشد.
a thin skin
ترجمه: نازک نارنجی بودن- حساس بودن
کاربرد: با فعل have همیشه همراه می باشد.
Not do a stroke of work
ترجمه: دست به سیاه وسفید نزدن
To not do any work at all
babes
ترجمه: عزیزم!
کاربرد: برای درخواست کاری از کسی که او را دوست داریم.
پیاز داغ چیزی را زیاد کردن
اصطلاح: پیاز داغ چیزی را زیاد کردن یا شور دادن به چیزی
کاربرد: حاکی از بزرگتر جلوه دادن یک چیز ناخوشایند
back and fill
ترجمه: تغییر عقیده دادن
کاربرد: (قدیمی)
gaffled
ترجمه: دستگیر شده- گیر افتاده
کاربرد: معمولا با فعل get همراه می گردد.
all rolled into one
ترجمه: در آن واحد
کاربرد: حاکی از تلفیق چند چیز در یک چیز
back at it (again)
ترجمه: دوباره شروع کردن
کاربرد: حاکی از انجام دوباره کاری که ناخوشایند است. با افعال To be
around the corner
ترجمه: 1- بسیار نزدیک - الان رسیدیم!
کاربرد: برای بیان نزدیک بودن مقصد به سرنشینان خودرو
around these parts
ترجمه: این طرف ها
کاربرد: در قسمت مشخصی از شهر یا منطقه ای خاص
babycakes
ترجمه: عزیزم!
کاربرد: برای درخواست کاری از کسی که او را دوست داریم.
are you sorry you asked?
ترجمه: همین رو می خواستی بشنوی؟
کاربرد: برای بیان اینکه پاسخ سوال برای شخص سوال کننده شاید نارحت کننده باشد.
let (one's) heart rule (one's) head
ترجمه: اجازه بدی دل به جای عقل تصمیم بگیره- عاشقی آدم رو کور می کنه
To do something based on your desires
(as) clean as a hound's tooth
ترجمه: تمیز- پاک- مثل آینه پاک
کاربرد: هم در معنی تمیز بودن چیزی و هم پاک بودن رفتار یا عقیده
More than likely
ترجمه: به احتمال زیاد
very likely
(as) baleful as death
ترجمه: مهیب و خطرناک
کاربرد: حاکی از تهدید کننده بودن چیزی
(as) different as chalk and cheese
ترجمه: مثل عسل و خربزه
کاربرد: حاکی از دو یا چند فردی که همیشه با هم در نزاع می باشند.
face (that) would stop a clock
ترجمه: کریه المنظر- زشت
کاربرد: این اصطلاح البته به صورت غیر رایج در معنای زیبا هم بکار می رود.
فکر نکن اسکل گیر اوردی
اصطلاح: فکر نکن اسکل گیر آوری/ فکر نکن گوش هام درازه!
کاربرد: برای بیان هشدار به کسی که درصدد کلاهبرداری از شماست.
(as) fat as a beached whale
ترجمه: چاق مثل بشکه
کاربرد: توهین آمیز
J. Edgar (Hoover)
ترجمه: پلیس - افسر فدرال
کاربرد: بریتانیا
all spiffed out
ترجمه: تیپ زدن- خوش تیپ کردن
کاربرد: حاکی از پوشیدن لباس های زیبا و مرتب
cadge (something) from (someone)
ترجمه: قرض گرفتن
کاربرد: محاوره
oxford Idioms and Phrasal verbs (121-130)
حفظ کردن
کمی هم به خودت برس
اصطلاح: کمی هم به خودت برس!
کاربرد: برای پیشنهاد به کسی که مدام درگیر کارکردن بوده و از زندگی اش زیاد لذت نمی بره!
face forward
ترجمه: 1- صاف نشستن 2- صاف نشاندن
کاربرد: محاوره
babe in the woods
ترجمه: دهنش بوی شیر میده
کاربرد: حاکی از بی تجربه بودن کسی
(as) dead as a dodo
ترجمه: بلا استفاده- منسوخ- تاریخ مصرف گذشته- از کار افتاده
کاربرد: حاکی از ایده یا وسیله ای که دیگر کاربرد ندارد یا از محبوبیت افتاده است. در این اصطلاح dodo نام پرنده ایست که منقرض شده است.
caboose
ترجمه: نرمی پشت- ک--
کاربرد: در حقیقت این واژه به معنای آخرین واگن قطار می باشد.
گوشه لبم ترک می خوره
back down
ترجمه: کم آوردن - از خر شیطان پایین آمدن
کاربرد: حاکی از تغییر عقیده دادن بویژه در یک نزاع
cactus buttons
ترجمه: مسکالین
کاربرد: دارویی تولید شده از کاکتوس برای ایجاد توهم
face fungus
ترجمه: ته ریش - ریش
کاربرد: محاوره
cack-handed
ترجمه: بی مهارت
کاربرد: در بریتانیا و استرالیا
oxford Idioms and Phrasal verbs (1-10)
a little / bit rough and ready
ترجمه : کمی درب و داغون ( ولی قابل استفاده)- شلخته
کاربرد: هم برای اشیاء و هم برای افراد
hack someone or something apart
ترجمه: 1- مثله کردن- تکه تکه کردن 2- به باد انتقاد گرفتن
کاربرد: در معنای دوم مجازا حاکی از انتقاد شدید از فرد
all talked out
ترجمه: دهان کف کرده - خسته از حرف زدن
کاربرد: حاکی از صحبت کردن طولانی مدت
(as) conceited as a barber's cat
ترجمه: به سایه خودش میگه دنبالم نیا...
کاربرد: حاکی از خودبزرگ بینی فرد
(as) easy as ABC
ترجمه: مثل آب خوردن
کاربرد: حاکی از سهولت انجام کاری
(as) broad as a barn door
ترجمه: بسیار عریض- پهن- مثل تخته درب
کاربرد: حاکی از عریض بودن چیزی
daily grind
ترجمه: کار روزمره- خر حمالی- کار همیشگی
کاربرد: منظور از خر حمالی خسته کننده بودن یک شغل می باشد
back door
ترجمه: پشت پرده - مخفیانه
کاربرد: حاکی از انجام مخفیانه کاری
سوال ده امتیازی
اصطلاح : سوال ده امتیازی
کاربرد: مهمترین و سرنوشت ساز ترین سوال ( این اصطلاح برگرفته از برنامه رادیویی Take it or leave it می باشد که سوال اخر جازه 64 دلاری داشته است)
Hang on in there
ترجمه: تحمل کن - تاب بیار
Calm down- you need to tolerate
bite the bullet
ترجمه: دل را به دریا زدن- آخر جان را کندن
To bravely do something unpleasant
(as) cute as a bug's ear
ترجمه: گوگولی - دوست داشتنی- ادم میخواد بخوردش- ناز- بامزه
کاربرد: حاکی از دوست داشتنی بودن کسی یا چیزی
have something up your sleeve
ترجمه: ترفندی در آستین داشتن
To have a secret plan
face (the) facts
ترجمه: با واقعیت مواجه شدن- دنیا تا بوده همین بوده
کاربرد: برای بیان الزام در مقابله شدن با مشکلات و ناراحتی ها
امری دیگه باشه؟
اصطلاح : امری دیگه باشه؟!
کاربرد اول: روشی مودبانه برای ابراز آمادگی برای خدمت رسانی به دیگران که معمولا به شکل کامل بکار می رود:
all dressed up
ترجمه: لباس شیک پوشیدن- لباس مجلسی برتن کردن
کاربرد: این اصطلاح معمولا با فعل get یا be همراه می باشد
انگار دیگ آب جوش روی سرم ریختند
اصطلاح : (معادل اصطلاح کاشانی- انگار دیگ آب جوش روی سرم ریختند)- در جا خشک شدن-
کاربرد: حاکی از شکه شدن و یا ناگهانی اشتیاق کسی را کور کردن
دانه ای....
اصطلاح : دانه ای (....)/ دونه ای (...) / هر یه دونه اش (....)
کاربرد: این کلمه بعد از یک مبلغ بیان میگردد.
(as) dry as dust
ترجمه: 1- خشک 2- کسل کننده و خشک
کاربرد: در ترجمه دوم حاکی از چیزی که فاقد عناصر جالب باشد.
gaffer
ترجمه: پیر مرد روستایی 2- نورپرداز (صحنه فیلم برداری) 3- رئیس - بازرس
کاربرد: در معنای اول مخفف کلمه (godfather)
(as) clear as mud
ترجمه: مبهم - تیره و تار
کاربرد: حاکی از واضح نبودن کامل چیزی
مردانگی هنوز نمرده
اصطلاح: مردانگی هنوز نمرده!/ چه دل بزرگی داری! چه ادم بزرگواری! ( معمولا طعنه آمیز)
کاربرد: این اصطلاح گاهی اوقات در حالت تمسخر آمیز برای کم اهمیت جلوه دادن چیزی یا عملی استفاده می شود.
all over again
ترجمه : دوباره از اول
کاربرد: حاکی از بیهوده بودن عمل قبلی و لزوم شروع حرکتی جدید. این اصطلاح معمولا با فعل start و یا مشابه ان بکار می رود.
gad around
ترجمه: یللی تللی کردن
کاربرد: حاکی از همیشه به دنبال خوشگذرانی بودن
dagwood sandwich
ترجمه: ساندویچ دو نونه- ساندویچ پر
کاربرد: حاکی از ساندویچی که پر از محتویات بوده و از چندیدن لایه نان درست می شود.
baby up
ترجمه: ناز پروردن- بیش از حد هوای کسی را داشتن
کاربرد: حاکی از نوازش کردن و با مهربانی رفتار کردن با دیگران
a pox on (someone or something)
ترجمه : گندت بزنن- طاعون بگیری!
کاربرد: (قدیمی) ولی برای مزاح هنوز برای بیان نفرین و لعن مورد استفاده قرار می گیرد.
(as) busy as a bee
ترجمه: بسیار پرمشغله - سر شلوغ- وقت سر خاراندن نداشتن
کاربرد: حاکی از تلاش بسیار
(as) comfortable as an old shoe
ترجمه: دنج و راحت ( اگر چه زوار در رفته)
کاربرد: قدیمی
رفیق دزد و شریک قافله
اصطلاح: رفیق دزد و شریک قافله
کاربرد: این ضرب المثل حاکی از کسی هست که به قول کاشونی های قدیمی هم از توبره می خوره و هم از آخور
(as) busy as a hibernating bear
ترجمه: بی کار- بی مشغله - علاف
کاربرد: اصطلاحی تمسخر آمیز برای بیان بی کار بودن فرد
مثل بید لرزیدن
اصطلاح : مثل بید لرزیدن
کاربرد: برای بیان شدت ترس در حین انجام کار
are you ready for this?
ترجمه: بگم؟ این جا رو داشته باش!
کاربرد: برای بیان جمله ای شکه کننده.
each and every one
ترجمه: کلهم اجمعین- همه- تک تک
کاربرد: حاکی از تمام آیتم های یک نوع
all beer and skittles
ترجمه: خوشگذرانی - هم فال و هم تماشا
کاربرد: Skittles یک بازی شبیه bowling میباشد که در بریتانیا رواج دارد.
(as) deaf as a post
ترجمه: کر - ناشنوا- انگار پنبه تو گوششه
کاربرد: برای کسی که میزان شنوایی وی خفیف یا در حد صفر می باشد
دستت رو شد!
اصطلاح: دستت رو شد! لو رفتی!
کاربرد: حاکی از برملا شدن برنامه ، حیله و یا دسیسه کسی
(as) close as stink on shit
ترجمه: رابطه نزدیک داشتن- از ع. همدیگر خوردن
کاربرد: ( غیر مودبانه) حاکی از دوست بودن با کسی
all joking aside/apart
ترجمه: از شوخی گذشته - شوخی به کنار
کاربرد: برای حساس نشان دادن موضوع
get (one's) wires crossed
ترجمه: قاطی کردن- سیم های کسی قاطی شدن
To be confused
all dolled up
ترجمه: تیپ زده- لباس های زیبا پوشیده
مثال یک: چرا تیپ زده ای امروز؟ بعد از کار داری میری بیرون؟
oxford Idioms and Phrasal verbs (161-170)
در جای خود بودن و مهارت داشتن/ می دونه داره چکار میکنه
babysit for
ترجمه: بچه داری کردن برای کسی
کاربرد: هم نام کودک می تواند بعد از For قرار گیرد و هم نام والدین کودک
(as) flat as a board
ترجمه: 1- تخته شده - صاف صاف 2 : (خودمانی) دارای سینه های بسیار کوچک (زن)
کاربرد: هر دو مورد جنبه محاوره دارد.
(as) awkward as a cow on a crutch/roller skates
ترجمه: دست و پا چلفتی - کسی که در راه رفتن هم مشکل دارد چه برسد به ...
کاربرد: حاکی از عدم توانایی یک شخص در انجام کاری
درخانه اگر کس است یک حرف بس است
اصطلاح: در خانه اگر کس است یک حرف بس است!_ یک حرف رو صد بار نمی زنند،
کاربرد: این اصطلاح زمانی بکار می رود که بخواهیم هشدار بدهیم با یک بار حرفی را زدن شخص مقابل باید ان را درک کند و انجام دهد.
همیشه سرش تو کتابه
اصصطلاح: همیشه سرش تو کتابهاشه
کاربرد: حاکی از کسی که همیشه در حال مطالعه است.
a
a quarter of (a given hour in time)
ترجمه : یک ربع به ...- یک ربع مانده به ...
کاربرد: بویژه در آمریکا
oxford Idioms and Phrasal verbs (141-150)
درگیر چیزی شدن / غرق در چیزی شدن
کم مونده بود ما رو بخوره!
اصطلاح: کم مونده بود ما رو هم بخوره!
کاربرد: حکایت از عصبانی بودن کسی از دست دیگری
and that ain't hay
ترجمه: همچین مبلغ کمی هم نیست!
کاربرد: معمولا حاکی از زیاد بودن مبلغ و یا مقدار پول
(as) conceited as a barber's cat
ترجمه: به کو-- میگه دنبالم نیا بو می دی!- خودشیفته
کاربرد: حاکی از کسی که بسیار مغرور است
(as) black as (one's) hat
ترجمه: کاملا تاریک و سیاه
کاربرد: قدیمی
dad fetch my buttons
ترجمه: آفتاب از کدوم طرف در آمده!
کاربرد: حاکی از بیان تعجب
all skin and bones
ترجمه: پوست و استخوان
کاربرد: حاکی از لاغر بودن کسی ( بویژه در اثر کم خوری)
back alley
ترجمه: محله خلاف کار ها
کاربرد: حاکی از منطقه ای که در آن افراد بدنام اقامت دارند.
(as) accommodating as a hog on ice
ترجمه: بد اخلاق - کسی را که با یک من عسل هم نتوان خورد
کاربرد: قدیمی در بریتانیا
around the bend
ترجمه: 1- بسیار نزدیک - الان رسیدیم!
کاربرد: برای بیان نزدیک بودن مقصد به سرنشینان خودرو
می خواهد بینی اش را عمل کند
اصطلاح: عمل بینی
(as) crafty as a fox
ترجمه: حیله گر- مکار- روباه صفت- دارای جنس خراب
کاربرد: باهوش ولی حیله گر
all great minds run in the same channel
ترجمه: خرمندان تدبیر یکسان کنند
کاربرد: اصطلاحی شوخی آمیز زمانیکه دو نفر ایده یکسان داشته باشند.
تا رفتم به خودم بیام....
اصطلاح : تا رفتم به خودم بیام دیدم ...- ناگهان، / تا رفتم بخودم بجنبم ...../ یهو دیدم / سرم رو برگردوندم دیدم ....
کاربرد: حاکی از عدم توانایی در کنترل یک حرکت
Baby, it’s cold outside
ترجمه: هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
کاربرد: اصطلاحی برگرفته از ترانه فرانک لوسر
(as) easy as anything
ترجمه: مثل چی راحته!
کاربرد: as anything با صفات یا قیود دیگر هم بکار می رود.
cackleberry
ترجمه: تخم مرغ
کاربرد: محاوره
baby boomer
ترجمه: زاده بین سالهای 1945 تا 1965- دهه چهلی/دهه پنجایی/ دهه شصتی- روغن بومی خورده
کاربرد: (در آمریکا)- منظور از روغن بومی خورده کسانی هستند که در دهه های پیشین زندگی بهتر و سالم تری داشته اند.
back forty
ترجمه: زمین خالی
کاربرد: معمولا قسمتی از مزرعه که بدون کشت رها شده است
and that's that
ترجمه : تمام - والسلام - همین و بس-
کاربرد: برای پایان دادن به یک بحث یا ابراز تکمیل یک عمل
(as) clear as anything
ترجمه: مثل روز روشن - مثل چی روشنه
کاربرد: حاکی از قابل فهم بودن چیزی
مگه از روی نعش من رد بشی/ بخدا اگه بگذارم
اصطلاح: مگه از روی نعش من رد بشی! بخدا اگه بگذارم!!!
کاربرد: برای بیان عدم رضایت و تلاش بسیار در خنثی سازی انجام کاری!
all of a piece / of a piece
ترجمه: یک جور - شبیه- برابر با- از یک جنس بودن
کاربرد: برای بیان یکسان یا شبیه بودن دو ایده یا ویژگی شخصیتی
I am not my brother's keeper.
ترجمه: نه ته پیازم نه سر پیاز/ من چه کاره ام مگه!
کاربرد: (انجیل) حاکی مسئول نبودن در کارهایی که دیگران انجام میدهند. مصداق شعر (عیب رندان نکن ای زاهد پاکیزه سرشت/ که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت)
(as) exciting as watching paint dry
ترجمه: کسل کننده- خسته کننده
کاربرد: حاکی از چیزی که جذابیت ندارد.
کم و کسری داشتن
اصطلاح: کم و کسری داشتن / بی پول بودن / وضعیت مالی بدی داشتن
کاربرد: این اصطلاح زمانی به کار می رود که شخصی بطور موقتی مقدار پول کافی برای انجام کاری را نداشته باشد.
انشالله که همه چیز به خیر و خوشی تموم شه!
اصطلاح : انشالله که همه چیز به خیر و خوشی تموم شه!
کاربرد: بیان ارزو برای موفقیت کسی در انجام کاری سخت
baby blues
ترجمه: 1- افسردگی بعد از زایمان 2- چشمان آبی روشن
کاربرد: دوره کوتاه افسردگی که زنان بعد از زایمان دچار آن می شوند
(as) bright as a button
ترجمه: با هوش - حاذق
کاربرد: حاکی از شخصی که در رسیدن به راه حل سریع عمل می کند. معمولا برای توصیف کودک استفاده می گردد.
a little /bit rough around the edge
ترجمه : کمی درب و داغون ( ولی قابل استفاده)- شلخته- نا خوش احوال ( معمولا به دلیل مصرف مشروبات زیاد)
کاربرد: هم برای اشیاء و هم برای افراد
dab something on(to) something
ترجمه: مالیدن- قرار دادن
کاربرد: حاکی از گذاشتن مقداری کمی از چیزی بر چیز دیگر
(as) common as an old shoe
ترجمه: بی موالات- بی کلاس
کاربرد: رایج
تا تنور داغه بچسبان
اصطلاح : تا تنور داغه بچسبان
کاربرد: حاکی از مناسب بودن شرایط و زمان برای انجام کاری
oxford Idioms and Phrasal verbs (81-90)
برگشتن به یک مکان (مثل منزل یا محل کار)
dairies
ترجمه: سینه - پست--
کاربرد: محاوره - ناپسند
در جریان چیزی بودن
اصطلاح: در جریان چیزی بودن/ مطلع بودن/ توی باغ بودن
کاربرد: برای بیان مطلع بودن از اتفاقات جاری
cackling geese
ترجمه: مخبر
کاربرد: حاکی از فردی که از خطرات احتمالی دیگران را خبر می کند.
gag on (something)
ترجمه: چیزی در گلو گیر کردن
کاربرد: حاکی از عدم توانایی در بلعیدن چیزی
each man for himself
ترجمه: دست به زانوی خود داشتن- مسبب موفقیت یا شکست خود بودن
کاربرد: حاکی از اینکه بدون کمک دیگران باید کارهای خود را انجام داد.
gab room
ترجمه: توالت زنانه
کاربرد: محاوره
می دونی که چی میگم!؟
اصطلاح: گرفتی که چی می گم؟! حالیته که؟!
کاربرد: برای نشان دادن اهمیت موضوع
(as) bright as a new pin
ترجمه: تمیز و مرتب- برق افتاده
کاربرد: برای توصیف مکانی که بعد از تمییز کردن برق می زند.
Not out of the woods
ترجمه: هنوز درگیر چیزی بودن
ٌWe have still some problems
cabbage
ترجمه: پول - فلوس
کاربرد: در محاوره بجای کلمه پول کاربرد دارد.
مثل چی!/ بد جور
اصطلاح : مثل چی ! / چه جور! بد جور
کاربرد: حاکی از شدت و سرعت انجام کاری
baby gangsta
ترجمه: بچه لات- جوجه اراذل
کاربرد: حاکی از اوباش تازه کار و بی ارزش
(as)(a) like as (two) peas in a pod
ترجمه: مثل سیبی که از وسط دو نصف شده است- کاملا شبیه به...
کاربرد: برای بیان شباهت بین دو چیز یا شخص
چند تا تکه رخت دارم باید بشورم!/ غذام روی اجاقه!
اصطلاح: 1- چند تا تکه رخت دارم باید بشورم!/ 2- غذام روی اجاقه!
کاربرد: 1- برای انجام شستشوی مقدار کمی لباس با دست. 2- بهانه ای برای رفتن از پیش کسی
سگ زرد برادر شغاله/ سر و ته یه کرباس اند
اصطلاح: سگ زرد برادر شغاله! همشون سرو ته یه کرباس اند!
کاربرد: برای بیان یکسان بودن دو یا چند نفر ( بویژه در انجام کارهای احمقانه!)
(as) dull as dishwater
ترجمه: (کاشانی : مثل گل نمالیده )- نچسب
کاربرد: حاکی از کسی که هیچ نکته جذابی ندارد. این اصطلاح معمولا برای افراد هم بکار می رود.
face down
ترجمه: 1- روی کسی را کم کردن 2- بر عکس کردن (مثل برگه امتحان)3- پشت و رو - دمر
کاربرد: در دو معنای اول به شکل فعل مورد استفاده قرار می گیرد.
oxford Idioms and Phrasal verbs (101-110)
(as) cold as charity
ترجمه: 1- بسیار سرد 2- بی خیر
کاربرد: در معنای دوم حاکی از کسی که منزوی و نسبت به دیگران بی تفاوت است
fab
ترجمه: بسیار عالی
کاربرد: مخفف کلمه fabulous
F2F
ترجمه: رو در رو
کاربرد: مخفف کلمه face to face
(as) ancient as the hills
ترجمه: بسیار قدیمی - سن کشتی نوح- ( کاشانی: سن پله های پا نخل)
کاربرد: hills در انجیل حاکی از دوام و قدمت طولانی می باشد.
آبروش جلوی بقیه رفت
اصطلاح: آبروی کسی رفتن / بی احترام شدن نزد کسی
کاربرد: حاکی از کم شدن ارزش و احترام کسی بخاطر انجام کاری ناشایست.
It serves somebody right ( for doing something)
ترجمه: حق کسی بودن- چشم کسی کور
It serves John right that Dave threw him out of his party last night.
Keeping up with the Joneses
ترجمه: از روی چشم و هم چشمی- کم نیاوردن در مقابل کسی
gaffle (someone or something)
ترجمه: 1- کش رفتن- دزدیدن 2-دستگیر کردن
کاربرد: محاوره
babbling idiot
ترجمه: وراج و اراجیف باف- مثل جیرجیرک
کاربرد: حاکی از کسی که حرف های چرند بسیار می زند.
oxford Idioms and Phrasal verbs (41-50)
بررسی کردن – پیگیری کردن
oxford Idioms and Phrasal verbs (61-70)
پاتوق کردن / ول چرخیدن/ وقت گذراندن با کسی
oxford Idioms and Phrasal verbs (171-180)
به روز نبودن درباره یک موضوع / تو باغ نبودن.
beat a (hasty) retreat
ترجمه: فلنگ را بستن - جیم شدن
To leave a place quickly
(as) artful as a wagonload of monkeys
ترجمه: شیطونی کسی گل کردن
کاربرد: در برتانیا- معمولا برای جمع کودکان مورد استفاده قرار می گیرد.
Be hard pressed/pushed to do something
ترجمه: عمرا اگه بتونی...
You will find it difficult to
jab something at someone or something
ترجمه: چیزی را به کسی یا چیزی کوبیدن
کاربرد: محاوره
baby killer
ترجمه: کسی که موافق سقط جنین می باشد- قاتل جنین
کاربرد: حاکی از کسانی که از سقط حمایت یا خود سقط جنین داشته اند- این اصطلاح توسط مخالفان جنگ به سربازان نیز اطلاق می گردد.
مثل وزرا لباس پوشیدن
اصطلاح: مثل وزرا لباس پوشیدن/ خوش تیپ کردن/ تیپ زدن
کاربرد: حاکی از شخصی که بی جهت لباس شیک ولی نامناسب برای هدف پوشیده است.
daily dozen
ترجمه: ورزش روزانه- نرمش
کاربرد: خود اصطلاح بر گرفته است دوازده ورزش متنوع می باشد. امروزه این اصطلاح به هر نرمش روزانه اطلاق می گردد.
face card
ترجمه: کله گنده - ادم مهم
کاربرد: این اصطلاح بر گرفته از کارت هایی می باشد که عکس افراد مشهور روی ان نقش بسته است.
cack
ترجمه : 1- پشگل - سرگین - ع. / 2- ریدن- ضایع کاری کردن-مدفوع کردن/ 3- بالا آوردن- قی کردن/4- کشتن/5- فریب دادن
کاربرد: هر پنج مورد کاربرد عامیانه دارد
be in the saddle
ترجمه:1- دست و بال بازتر داشتن - 2- بر منصب صدارت
To be in control of a situation
not have the heart ( to do something)
ترجمه: دل انجام کاری را نداشتن
Be emotionally unable to do something
all washed up
ترجمه: کار کسی تمام بودن
کاربرد: حاکی از تمام شدن نقطه اوج کسی یا چیزی
each to his/her/their own
ترجمه: نظر هر کسی برای خودش مهم هست- هر کس یک سلیقه ای دارد
کاربرد: حاکی از این است که نظر هر فرد محترم است و نباید لزوما با نظر شما موافق باشد.
gab
ترجمه: 1- چرت و پرت گفتن 2- چرت و پرت
کاربرد: محاوره
I (can) promise you
ترجمه: شرط می بندم - قول می دهم !
کاربرد: حاکی از تشویق یا انذار کسی در انجام کاری
caca
ترجمه: پی پی - پی پی کردن
کاربرد: مدفوع یا دفع آن توسط کودکان
(as) clean as a whistle
ترجمه: 1- تمیز مثل آینه 2- پاک و صادق 3- غلفتی - یک جا
کاربرد: هر سه کاربرد مورد استفاده است
all the better to do something
ترجمه: عوضش بهتر...-
کاربرد: برای بیان اینکه کاری بهتر یا آسان تر انجام می گیرد.
(as) cold as a welldigger's ass (in January)
ترجمه: مثل سگ به خود لرزیدن- از سرما قندیل بستن
کاربرد: ( غیر مودبانه) حاکی از سرمای شدید
If my memory serves me correctly
ترجمه: اگه اشتباه نکنم
If i have remembered it correctly
back and edge
ترجمه: با جان و دل
کاربرد: حاکی از انجام کاری با تمام قوا
back (some place)
ترجمه: برگشتن ( به جایی)
کاربرد: محاوره ( با افعال get/be/arrive )
dab (something) off
ترجمه: به آرامی چیزی را پاک کردن
کاربرد: محاوره- حاکی از حساس بودن چیزی که کثیف شده است
اتفاقا همین الان ذکر و خیرت بود
اصطلاح: همین الان ذکر و خیرت بود/ چه حلال زاده
کاربرد: برای بیان اینکه دقیقا قبل از حضور شخص درباره او باب صحبت باز بوده است.
(as) fat as a pig
ترجمه: چاق مثل گاو پرواری
کاربرد: حاکی از چاقی مفرط
cabbagehead
ترجمه: احمق- آدم نفهم
کاربرد: حاکی از شخصی که از شعور و فهم بالایی برخوردار نباشد.
(as) cheap as chips
ترجمه: مفت - ارزان
کاربرد: در بریتانیا- حاکی از کم بودن مبلغ چیزی
babe in arms
ترجمه: نوزاد - نی نی - آدم مظلوم و ساده
کاربرد: حاکی از نوزادی که در آغوش می باشد
back at you
ترجمه: شما هم همین طور - خودتی!
کاربرد: معادل کلمه you too - این اصطلاح در امریکا و آفریقای جنوبی کاربرد زیاد دارد.
each way
ترجمه: بیا شرط ببندیم
کاربرد: فقط برای مسابقه اسب سواری
baby bear
ترجمه: پلیس راهور - گشت جاده (تازه کار)
کاربرد: حاکی از پلیس تازه کار یا دارای درجه پایین که در جاده ها خدمت می کند.
چیزی را به دل گرفتن
اصطلاح : چیزی را به دل گرفتن
کاربرد: حاکی از ناراحت شدن یا برخوردن به کسی
چشماش داشت از حدقه میزد بیرون
اصطلاح: چشماش داشت از حدقه می زد بیرون!قلبم داشت از حرکت می ایستاد!
کاربرد: حاکی از شگفت زده شدن یا علاقه وافر به چیزی داشتن
back and forth
ترجمه: 1- عقب و جلو - امد و شد 2- بگو مگو - یکی به دو
کاربرد: در معنای دوم حاکی از جدالی که دو یا چند نفر یکی به دو می کنند.
تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
اصطلاح: تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است/ نرود میخ آهنین بر سنگ/ گلیم سیاه بافته سفید نمی شود
کاربرد: هر سه اصطلاح فوق در زبان پارسی حاکی از عدم توانایی در ایجاد تغییر در یک فرد می باشد که معمولا برای افرادی بکار می روند که رفتار غیر محترمانه ای دارند.
all kidding aside
ترجمه: از شوخی گذشته - شوخی به کنار
کاربرد: برای حساس نشان دادن موضوع
آه ندارد تا با ناله سودا کند
اصطلاح: آه ندارد تا با ناله سودا کند/ یا چیزی در بساط ندارد
کاربرد: برای بیان شدت بی پول بودن شخص
مغزت رو به کار بنداز
اصطلاح: (امری) بد نیست از مغزت (مخت) استفاده کنی/ مخت رو به کار بنداز / گوگوله رو تکونش بده/ نگذار مغزت اکبند بمونه
کاربرد: جمله امری برای کسی که بدون فکر کاری یا حرفی را می زند
almost upon somebody
ترجمه : در راه - نزدیک - ان غریب
کاربرد :حاکی از از راه رسیدن چیزی و نزدیک بودن زمان انجام ان
(as) clear as crystal
ترجمه: 1- شفاف و زلال- بدون خال 2- مثل روز روشن
کاربرد: حاکی از زلالی آب و قابل فهم بودن چیزی
all in one
ترجمه: در ان واحد - همزمان
کاربرد: معمولا برای بیان اینکه شخصی یا چیزی چند نقش یا عملکرد در یک زمان دارد
(as) cool as a cucumber
ترجمه: آرام - بی خیال - عین خیال کسی نبودن- انگار نه انگار
کاربرد: حاکی از عدم استرس در انجام کاری
این طور که می گن
اصطلاح: ..... این طور که می گن!
کاربرد: همانطور که دیگران می گویند و شایعه شده است شاید درست باشد شاید نباشد.
مگه من وکیل وصی اش هستم
اصطلاح: مگه من وکیل وصی اش هستم؟ مگه من چیکاره اش هستم!
رس کسی را کشیدن
اصطلاح: رس کسی را کشیدن
کاربرد: حاکی از بیش از حد کار از کسی کشیدن
(as) busy as a peddler
ترجمه: پر کار- پر مشغله
کاربرد: حاکی از تلاش بسیار فرد
a method in (one's) madness
ترجمه : صلاح کار خویش خسروان دانند- خود دانی ( ولی...)- دلیل برای کاری داشتن
کاربرد: برای بیان اینکه نظر شخص مقابل اگر چه احمقانه یا ضعیف به نظر میرسد ولی م یتواند عاقلانه باشد.
cactus juice
ترجمه: تکیلا - خالسیکو
کاربرد: نوعی شراب مکزیکی
habituate someone to someone or something
ترجمه: عادت دادن کسی به کسی یا چیزی
کاربرد: محاوره
e pluribus unum
ترجمه: یک از بسیار- وحدت در عین کثرت
کاربرد: نوشته ایست که بر بسیاری از سکه ها و نقش بزرگ ایالات متحده آمریکا حک شده است.
all sweetness and light
ترجمه: شیرین و دوست داشتنی- مهربان و بی آزار- به کام (شیرین)
کاربرد: هم برای افراد (مهربان) البته با تاکید بر اینکه این فرد همیشه دارای این ویژگی نیست، و هم برای موقعیت (به کام شیرین)
روی غلتک
اصطلاح : روی غلتک - در صراط مستقیم- روبه پیشرفت
کاربرد: حاکی از بودن عمل بر وفق مراد و رو به موفقیت
gabfest
ترجمه: نخودچی خورون - دورهمی
کاربرد: گردهمایی رفقا و صحبت در مورد موضوعات مختلف
بشکن زدن
اصطلاح: بشکن زدن
کاربرد: بهم زدن نوک شصت و انگشت وسط برای ایجاد صدا ( بمنظور ابراز خوشحالی و یا جلب توجه کسی)
(as) certain as death and taxes
ترجمه: قطعی - قطعا- بی برو برگرد- بدون شک
کاربرد: حاکی از حتمی بودن وقوع عمل یا رویداد
(as) brown as a berry
ترجمه: آفتاب سوخته شدن- زغال اخته شدن
کاربرد: حاکی از برنزه شدید شدن در آفتاب
bach (or batch) (it)
ترجمه: مجردی زندگی کردن
کاربرد: حاکی از سپری کردن دوران قبل از ازدواج
oxford Idioms and Phrasal verbs (11-20)
حال کسی خوش نبودن/ حال کسی بد شدن
(as) common as pig tracks
ترجمه : رایج - مثل ریگ ریخته- همه جا پر شده از...
(as) black as (one) is painted
مترجم: واقعا بد جنس بودن
کاربرد: برای بیان اینکه ویژگی های منفی که برای یک شخص می گویند واقعا درخور و شایسته ان شخص می باشد یا نمی باشد.
تا تنور داغه بچسبون
اصطلاح : تا تنور داغه بچسبون!
کاربرد: حاکی از پر سود بودن معامله
baby fat
ترجمه: چربی موقتی نوزادان تازه بدنیا آمده- (کاشانی) باد راه!
کاربرد: حاکی از تپل بودن نوزادان در هنگام تولد که بعد از مدتی محو می شود.
dabble in (something)
ترجمه: عشقی کاری را انجام دادن
کاربرد: حاکی از انجام کاری بصورت غیر مداوم
are you leaving so soon?
ترجمه: بودی حالا! در خدمتتون بودیم!
کاربرد: هم به شکل مودبانه و هم برای مزاح به شخصی که در حال ترک جلسه یا مهمانی می باشد. این اصطلاح برای کسی که از یک شرایط سخت و خطرناک قصد فرار دارد نیز استفاده می شود (مثال 2)
(as) cold as ice
ترجمه: بسیار سرد
کاربرد: هم برای درجه حرارت و هم ویژگی فردی کسی که بسیار سرد برخورد می کند.
baby bump
ترجمه: شکم جلو آمده
کاربرد: فقط برای زنان بارداری که تازه شکم انها بزرگتر شده است.
bachelorette party
ترجمه: جشن خدااحافظی با دوران تجرد - جشن نو عروسی
کاربرد: مهمانی که دوستان یک خانمی که قرار است ازدواج کند برای او بر پا می کنند.
(as) clean as a new pin
ترجمه: تمیز و مرتب- برق افتاده
کاربرد: برای توصیف مکانی که بعد از تمییز کردن برق می زند.
daddy needs (new) shoes
ترجمه: خدا کنه (شش/چهار/...) بیارم
کاربرد: دعایی که هنگام پرتاب تاس برای آوردن یک عدد مورد نیاز می کنند.
bachelor party
ترجمه: جشن خدااحافظی با دوران تجرد - جشن نو دادمادی
کاربرد: مهمانی که دوستان یک مردی که قرار است ازدواج کند برای او بر پا می کنند.
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
اصطلاح: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
کاربرد: برای بیان اینکه درست است که کاری دیر انجام شده است اما بهتر از این است که اصلا انجام نشود.
baby needs a new pair of shoes
ترجمه: خدا کنه (شش/چهار/...) بیارم
کاربرد: دعایی که هنگام پرتاب تاس برای آوردن یک عدد مورد نیاز می کنند.
back (someone) for (something)
ترجمه: حامی کسی برای چیزی بودن
کاربرد: بویژه برای نامزد انتخاباتی
(as) black as a raven
ترجمه: کاملا تاریک و سیاه
کاربرد: قدیمی
cabin fever
ترجمه: دل زدگی- دل گرفتگی
کاربرد: حاکی از خسته شدن از ماندن در یک مکان برای یک مدت طولانی
all for naught
ترجمه: بیخودی- بیهوده- بی فایده
کاربرد: حاکی از بی نتیجه بودن عمل
da bomb
ترجمه: عالی- بیست بیست
کاربرد: محاوره- دارای کیفیت بسیار عالی و مفرح
oxford Idioms and Phrasal verbs (71-80)
نگاهی انداختن به کتاب، کتاب را ورق زدن و دیدن بدون خواندن آن.
dab on them folks
ترجمه: برو خوش باش
کاربرد: جمله ای امری حاکی از اینکه فرد مقابل آزادنه هر کاری بخواهد می تواند انجام دهد.
daddy of them all
ترجمه: بزرگ خاندان- قدیمی ترین
کاربرد: برای بیان شخص یا چیزی که از همه مسن تر و قدیمی تر باشد.
oxford Idioms and Phrasal verbs (111-120)
یکی به نعل میزنه یکی به میخ
اصطلاح: یکی به نعل می زند و یکی به میخ
کاربرد: برای توصیف افرادی که خط و مشی مشخصی ندارند و برای حفظ منافع خود دورویی را سر لوحه کار قرار می دهند.
oxford Idioms and Phrasal verbs (21-30)
(نهایت) استفاده از چیزی بردن
dabble at (something)
ترجمه: هرتکی کاری کردن
کاربرد: حاکی از انجام کاری از روی بی میلی
all done by/with mirrors
ترجمه: با دوز و کلک- با حقه
کاربرد: حاکی از عدم وجود واقعیت یا صداقت در چیزی- معادل smoke and mirrors
(as) clear as a bell
ترجمه: 1- کاملا رسا - قابل شنیدن 2- کاملا واضح - از دور داد میزنه!
کاربرد: حاکی از قابل شنیدن یا قابل فهم بودن صدا یا چیزی
(as) fit as a fiddle
ترجمه: داراری ساز کوک - سر و مر و گنده- سر حال- کیف کوک
کاربرد: دارای سلامت کامل
all sealed up
ترجمه : 1- مهر و موم 2- مختومه
کاربرد: در معنای اول حاکی از بسته بودن کامل چیزی و در معنای دوم برای بیان پایان پذیرفتن عملی استفاده می گردد.
are you going my way
ترجمه: مسیرت می خوره؟ میتونی من رو برسونی؟
کاربرد: برای همراه شدن با راننده خودرو یا راکب موتور سیکلت
اینطور که بوش میاد
اصطلاح: این طور که معلومه، اینطور که بوش میاد!
کاربرد: برای بیان موضوعی که شرایط نشان می دهد احتمال اتفاق افتادن آن در آینده نزدیک می باشد.
around the clock
ترجمه: یک سره- بی وقفه- بیست و چهار ساعته- شبانه روز
کاربرد: حاکی از انجام بی وقفه یک کار
face away (from someone or something)
ترجمه: نگاه برگرداندن- آنطرف را نگاه کردن
کاربرد: حاکی از نگاه نکردن به چیزی به صورت موقتی
baby-kisser
ترجمه: سیاست مدار
کاربرد: بخاطر چاپلوسی قبل از رای گیری
lose (one's) head
ترجمه: دست و پای خود را گم کردن
To lose one's composure
dab at something
ترجمه: تاپ تاپ روی چیزی زدن
کاربرد: آهسته برای پاک کردن یا وارد کردن با دست روی چیزی زدن.
(as) different as night and day
ترجمه: متفاوت از زمین تا آسمان
کاربرد: برای بیان تفاوت واضح و کامل بین دو چیز یا شخص.
daffy
ترجمه: دیوانه- احمق
کاربرد: محاوره
and not before time
ترجمه:
(as) cocky as the king of spades
ترجمه: انگار ملکه ویکتوریاست! - مغرور و پر افاده - از دماغ فیل افتاده
کاربرد: حاکی از خودبزرگ بینی فرد
به دل نگیر!
اصطلاح: خون خودت رو کثیف نکن- ناراحت نشو- به دل نگرفتن
کاربرد: برای به دست اوردن دل کسی که از حرف ما رنجیده شده است
all well and good
ترجمه: در خوبی آن شکی نیست ...
کاربرد: برای بیان اینکه مورد ذکر شده مفید می باشد اما جوانب دیگر را هم باید در نظر گرفت:
مصدر خالی کردن
اصطلاح: خود را کنار کشیدن- جای خود را به کسی یا چیزی دادن/ مصدر خالی کردن
کاربرد: عمدا خود را از یک پست یا منصبی کنار کشیدن
آسمون دلش گرفته
اصطلاح : آسمون دلش گرفته! می خاد بارون بیاد! هوا بارونیه!
کاربرد: حاکی از احتمال قریب الوقوع باران به دلیل تیره و ابری بودن آسمان
have (one's) head screwed on (right)
ترجمه: مخ کسی خوب کار کردن
To make a sensible decision
be on the same wavelength
ترجمه: طرز فکر یکجور داشتن- با هم تفاهم داشتن
To think in a similar way to others
مرکز تخصصی زبان های خارجه اشراق مفتخر است که توانسته با ایجاد کارگروه تحقیق و توسعه در کوتاهترین بازه زمانی ممکن و با بهره گیری از روش های نوین آموزشی مورد استفاده در کشورهای غیر انگلیسی زبان من جمله مدارس و مراکز آموزشی زبان های خارجه در فرانسه و اسپانیا، دانشجویان را به بالاترین سطح دانش زبانی رسانیده، و با رهنمود های واحد مشاوره و سنجش، متقاضیان را برای نیل به اخذ مدارک عالی در آزمون های بین المللی تافل و آیلتس همراهی نماید.
این مرکز برای اولین بار در کاشان اقدام به برگزاری دوره های فشرده آمادگی آزمون های داخلی (تولیمو-ام اس آر تی- ام اچ ال ای) و بین المللی (تافل- آیلتس)، بر اساس ضوابط و استانداردهای نوین آموزشی، نموده است.